مفهوم سیاست
کمله سیاست که به وزن امارت بوده یک واژه عربی است و از ماده سوس
ګرفته شده است، به معانی: نګهداری کردن، رعیت داری، سرپرستی، اصلاح و رهنمایی مردم
به راه رستګاری، ادراه امور مملکت و حکومت داری و فن کشور داری؛ همچنان برای ادره
امور داخلی و خارجي استعمال شده است .
اما مفهوم خاص این واژه تدابیری است که حکومت ها و نظام های سیاسی در
باره امور کشور و تعیین شکل و محتوای فعالیت و امور داخلی و خارجی خود اتخاذ می
کنند. که از اینرو داری دو بعد ذیل میباشد:
الف- بعد داخلی: در این مورد نظام های سیاسی وحکومت ها با اتخاذ تدابیر
الزام و سنجیده که متناست با شرایط مادی و معنوی مشخص باشند، امور کشور را اداره
می کنند. تا اعضای جامعه به وظایف اجتماعی خود عمل نمایند.
ب- بعد
خارجی : در این مودر نظام های سیاسی و حکومت ها با دولت های دیګر مناسبات و روابط
خود را قایم نوده و دنبال می کنند، که آنرا روابط بین المللی نیز می ګویند .
تعریف و معنای شرعی سیاست :
در مورد تعریف سیاست دانشمندان و علمای اسلامی تعریفات ګوناګونی را
ارائه کرده اند:
اول : علامه ابوالحسن
ماوردی متوفای « ۴۶۰ هـ ق » سیاست را چنین تعریف نموده است: « حراسة الدین و سیاسة
الدنیا» یعنی سیاست و حکومت یک نوع قیادت است که برای حفاظت دین و سیاست دنیا بناء
یافته است .
دوم: امام
غزالی متوفای « ۵۰۵ هـ.ق » چنین ګفته است که: سیاست عبارت از اصلاح بنده ګان خدا
توجیه و رهمنایی آنها به راه نجات شان در دنیا و آخرت است .
سوم : علامه ابن خلدون دراین مورد ګفته است که : حکومت عبارت از حفاظت و
نګهداری مردم و کفالت نمودن منافع آنها است. و علامه راغب اصفهانی در مورد تعریف و
وظایف حکومت سه نکته ذیل را ضروري دانسته است که عبارتنند از :
1-
عمارة الارض ( عمران
و تمدن بالای زمین )
2-
تنفیذ احکام الله (
اجرای احکام خداوند)
3-
مکارم الشریعة ( پخش
و نشر مکارم اخلاق )
پس سیاست عبارت از اداره امور داخلی و خارجی دولت اسلامی در پرتو
احکام و مقررات کلی شریعت است، به نحوی که منافع علیای دولت تحقق یافته و از خطرات در امان بوده باشد.
شفیق، عبدالناصر – نظام سیاسی اسلام، بهار ۱۳۹۲

No comments:
Post a Comment