مبحث دوم : اسلام و سیاست / عبدالناصر شفیق
از آیات قران کریم، احادیث پیامبر اکرم صی الله علیه و سلم و سیرت
خلفای راشدین و تاریخ اسلام به وضوح معلوم میشود که دین و سیاست دو چیزی چدا
ناشدنی است؛ زیرا سیاست یک بخش مهمی از تعلیمات دین مبین اسلام است .
دلیل واضح این حقیقت تاریخ اسلام است؛ زیرا نخستین کاری که پیامبر
اسلام صلی الله علیه وسلم بعد از هجرت به مدینه منورده انجام داد. تشکیل حکومت
اسلامی بود که بیانگر نظام سیاسی اسلام بود؛ پیامر اسلام به نحوی می دانست که
اهداف بعثت انبیاء یعنی تعلیم و تربیت عقیده توحید « ترسیخ قیده ربوبیت و الوهیت
خداود » اقامه قسط و عدل و سعادت بشریت و بالا دین که جهت تحقق آن. همه پیامبران و خاصتا پیامبر آخرین محمد صلی الله
علیه و سلم مبعوث شده اند .طوریکه خداوند فرموده است ترجمه ( بدون تشکیل حکومت ممکمن
نیست . به همین اساس در نخستین فرصت کاری را که انجام داد . عبارت از تاسیس و
بیناد نهادن حکومت و نظام سیاسی اسلام بود . مهیا شده و میثاق تاریخی را با مردم
مدینه به امضاء رسانید، ارتشی را تشکیل داد که مهاجرین و انصار در آن اشتراک
داشتند و تهیه سلام و مرکب و آذوقه آن گرچه در وقت اول کوچک و ساده «گرچه در وقت
اول کجل و ساده بود » . که بعدا با توسعه دامنه و پیکار با دشمنان اسلام گسترده تر
شد و به قدر آن ارتش اسلام نیز وسیعتر و منظم تر شد؛ حکم زکات نازل شد. بیت المال
اسلام جهت تامین هزینه های جهاد و تامین نیازمندی های محرومان تشکیل گردید.
احکام حدود و قصاص به عنوان احکام قضایی و مجازات جرایم و تخلفات، یکی
پس از دیگری نازل شد و به عنوان حلال و حرام نازل گردید، که بیانگر اصول اقتصادی
اسلام بوده و این همه دلالت بر این میکند که سیاست و حکومت داری یک جزء مهم و
لاینفک دین اسلام است؛ زیرا اگر اسلام حکومتی نداشته باشد تشکیل ارتش، بیت
المال دستگاه قضایی و مجازات تخلفان و عقد
معاهدات چه معنی میتواند، داشته باشد؟
و همین وضع بعد از پیامبر بزرگ اسلام در دوران خلافت راشده و همچنان
در خلافت اموی ها و عباسیها تا سقوط خلافت عثمانیها ادامه یافت.
از سوی دیگر بسیاری ازاحکام اسلامی که در قران کریم و احادیث نبوی
آمده است ، با وضاحت کامل خواستار این است که باید جهت تحقق آن حکومت و یک نظام
سیاسی این احکام پیاده شود: به طور مثال آیات زیادی از قران کریم در باره مساله
جهاد، غنایم جنگي ، وظایف مجاهدین، موضوعات شهداء و اسیران تقاضا میکنند که یک
نظام سیاسی « حکومت » وجود داشته باشد: زیرا بدون آن تحقق این گونه احکام ممکن
نیست .
وظیفه مهم پیامبران « امربالمعروف و نهی از منکر» گرچه در محدوده پند
و موعظه، وظیفه همه مردم و امت است، ولی بعضی از مراحل و انواع آن که نیاز به شدت
عمل و توسل به زور بود حتی اقدامات مسلحانه نظامی دارد جزء از طریق نظام سیاسی و
حکومت قابل تعمیل نیست.
ارکان عدالت و تحقق قسط وعدال درجامعه و گشودن راه برای آزادی تبلیغ و
تعلیمات در سراسر جهان، هر گز با توصیه و نصیحت و اندرز های اخلاقی انجام نمی شود
. این حکومت است که با وسایل و تدابیر خود باید به میدان آید و ظالمان را ازمظلومان
دور سازد، حقوق مستضعفین را زا مستبدین بگیرد و اندای توحید و عدل الهی را از طریق
رسانه های موجود در هر زمان به گوش عالمیان برساند و حتی احکامی را که در عرصه های
مختلف زنده گي انسان نازل گردیده است، جامه عمل بپوشاند.
شفیق، عبدالناصر – نظام سیاسی اسلام، بهار ۱۳۹۲

